د تا ژ

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

_ در خواری دنيا نزد خدا همين بس که جز در دنيا نافرمانی او نکند و جز با وانهادن دنيا ، به پاداشی که نزد خداست نرسند.

_ در شگفتم از آن که نوميد است و آمرزش خواستن تواند.

_ در مال خدا که نزد تو فراهم شده بنگر و آنرا به عيالمندانی که نزديکت هستند بده.

_ در هنگام مصيبت يا بايد چون آزادگان شکيبا بود و يا چون نادانان فراموش کرد.

_ در هياهوی پاسخ های بسيار ، پاسخ درست پوشيده ميماند.

_ دست از گناه برداشتن آسانتر تا درخواست توبه کردن.

_ دست ها و شمشيرهای خود را در هوای زبان های خويش به کار نگيريد.

_دل ها نيز چون تن ها خسته ميشوند ، پس برايشان سخنان تازه حکمت آميز لازم است.

_ دلهای مردمان رمنده است ، هر که آنرا به خود خو داد روی بدو نهند.

_ دنيا ، خانه نيستی است.

_ دنيا همچون مار است؛ سودن آن نرم و هموار و درون آن زهر مرگبار.

_ دو آزمندند که سير نشوند : آن که علم آموزد ، و آن که مال اندوزد.

_ دوری گزيدن تو از کسی که خواهان توست ، از دست دادن بهره است و گرايشت به آن که تو را نخواهد خوار داشتن نفس.

_ دوست آن است که در نهان به دوستی پايبند است.

_ دو کار با هم چه نا همگون است : کاری که لذتش برود و گناهش بماند، و کاری که رنجش برود و پاداشش بماند.

_ دو کس بخاطر من تباه شدند ، دوستی که اندازه نگه نداشت و دشمنی که بغض در دل کاشت.

_ راه ها هويداست و نشانه های دين برپا.

_ رفتن نزديک است.

_ روزگار دو روز است ، روزی به سود تو و روزی به زيان تو.

_ روزی را با دادن صدقه فرود آريد.

_ زبان درنده ای است ، اگر واگذارندش بگزد.

_ زياده روی در توبيخ ، آتش لجاجت را مشتعل ميسازد.

 

 

/ 0 نظر / 15 بازدید